سوء برداشت ها...
-
تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 3:51
چه قدر بده که از ترس این که دیگران از احترام و توجه طبیعی آدم، سوء برداشت کنن، مجبوری خودت رو متفاوت از چیزی که هستی نشون بدی. + نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۶ساعت 2:1 توسط |
بی شعور.
-
تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 3:51
بی شعور. برای کسی وقت بذاری و کلی یه چیزی رو توضیح بدی، بعد طرف با یه کلمه یا یه ایموجی فقط جوابتو بده. چه قدر بی شعور و بی ارزش و پستن آدما آخه. خاک بر سرتون. حیف وقت و انرژی که صرف قدرنشناس های الاغی مثل شماها شه. نفهم بی شعور بی تربیت. + نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۶ساعت 2:6 توسط |
مزخرف و بیخود
-
تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 3:51
از گوشی های جدید سامسونگ اصلا خوشم نمیاد. مزخرفن. اصلا کلا گوشی های سامسونگ به شدت بی ریختن و حالم ازشون بهم می خوره. چه قدر طراحیشون مزخرف و زشته آخه. اه اه اه. همه شونم شکل همه ن. سامسونگ گلکسی s8 خریده اخیرا، گوشی رو داد دستم یه متنی رو بخونم. داشتم می خوندم نوشته هاش داشتن بیرون صفحه حرکت می کرد...
"از زندگی، که در نگاهم، مردگی دارد"...
-
تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 3:51
اشعار نزار قبانی را که می خوانم گویا در دنیایی هستم پر از نور و گل و رنگ و طبیعت و زیبایی... اما وقتی کتاب را می بندم، حالم از همه چیزی که واقعیست، بهم می خورد و دلم می خواهد بمیرم. مدت هاست. + نوشته شده در پنجشنبه سی ام شهریور ۱۳۹۶ساعت 0:27 توسط |
بی انگیزه...
-
تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 3:51
بی انگیزه... با چه انگیزه ای بخوابم، و با چه انگیزه ای از خواب بیدار شم. حتی واسه خوابیدن، انگیزه نیازه و بی انگیزه حتی نمی شه خوابید. + نوشته شده در پنجشنبه سی ام شهریور ۱۳۹۶ساعت 0:50 توسط |
جبر
-
تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 3:51
می بایست زبان واحدی در دنیا وجود داشته باشه که آدم این قدر وقتشو بابت امور بیهوده ای همچو یادگیری زبان های خارجی تلف نکنه. من که حوصله شو ندارم اصلا. چه کارهای مهم تری می شد کرد جای اینا... به هر حال کلاس امروز رو مخمه و تایمش افتضاحه. + نوشته شده در پنجشنبه سی ام شهریور ۱۳۹۶ساعت 12:1 توسط |
سرمه...
-
تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 3:51
سرمه... امروز بالأخره سرمه خریدم با یه جای ظریف واسش. خیلی ذوق دارم. جای سرمه ی مادربزرگمم که دستمون بود رو پیدا کردم. شب به چشمام زدم و چه قدر بر خلاف مداد مشکلی، به چشمام میومد! چشمامو شبیه گربه کرده بود! سرمه رو خیلی دوست دارم... اصالت داره... اصلیه... اصیل نه به معنای مسخره ی مرسوم. به معنای خاص...
عشق، دیوانگیست...
-
تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 3:51
عشق، دیوانگیست... مهم ترین فرق دوست داشتن و عشق، که تا حالا بهش نرسیده بودم و به همین خاطر، نگفته بودمش، "دیوانگیه". در عشق دیوانگی هست و عشق یعنی دیوانگی. که اصلا هیچ وقت در دوست داشتن نیست. به این نتیجه، امشب رسیدم بعد از بالأخره دیدن فیلم "لئون" . + نوشته شده در پنجشنبه سی ام شهریور ۱۳۹۶ساعت 23:8...
به یاری خدا...
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 3:24
ان شاء الله می شه. پیشرفت و نوسازی و به سازی. ان شاء الله...
مرده ام.
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 3:24
مرده ام. قشنگ دارم به زور خودمو می کشم و درگیر زندگی می کنم که بتونم زنده بمونم. ولی به خودم باشه،... بنگ... + نوشته شده در دوشنبه سی ام مرداد ۱۳۹۶ساعت 23:27 توسط
صبر...
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 3:24
خدا کمکم کند که ان شاءالله صبر کنم و واکنش عصبی نشان ندهم.
نفرت انگیزند.
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 3:24
نفرت انگیزند. از بچه ننه ها، حااااااااااااالم بهم می خوره. ازشون متنفرم. + نوشته شده در چهارشنبه یکم شهریور ۱۳۹۶ساعت 1:23 توسط |
مرگ...
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 3:24
خواب دیدن می تونه خیلی شکنجه ی بزرگی باشه... خیلی...
جنگ طلب؟؟
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 3:24
من جنگجو نیستم، اجازه نمی دم کسی حرف زیادی بزنه. خدا صبر دهد.
خواهش می کنم روی پا بمان همیشه جان من...
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 3:24
اصلاااااااا تحمل ندارم پیری کسانی که دوستشون دارم رو ببینم. دق می کنم و خودم زودتر می میرم می دونم. + نوشته شده در پنجشنبه دوم شهریور ۱۳۹۶ساعت 23:20 توسط |
ای خدا...
-
تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 17:12
ای خدا... خدای من... چرا من انقددددددر باهوشم آخه؟؟؟؟؟؟وای یعنی ممکنه؟؟؟... خدااااااااااا... + نوشته شده در پنجشنبه هشتم تیر ۱۳۹۶ساعت 1:27 توسط |
هعی...
-
تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 17:12
کاش می تونستم حقیقت رو بفهمم... کاش... کاش...
اعتراض
-
تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 5:12
خلاصی نداریم که... هی تکلیف.. اوووووووف...
غم... درد...
-
تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 5:12
بالأخره در خانه تنها شدم... آهنگ و دکلمه گوش می دهم از شعر های محبوب ِشاعران محبوبم... با صدای بلند شعر می خوانم و صدایم را ضبط می کنم... و زاااار زاااااااار گریه می کنم... دق می کنم... آااااااه می کشم... جان می کنم... روحم از تنم کنده می شود ذره ذره... حالم هیچ خوب نیست... دارم دق می کنم... خدا
Helping
-
تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 5:12
"By signing your first petition, you've joined a community that's passionate about finding solutions to issues they care about, both large and small. There are many campaigns that need more support to reach their goals". From: Www.Change.org This can be useful, I think... + نوشته شده در سه شنبه ششم ...