چه قدر بده که از ترس این که دیگران از احترام و توجه طبیعی آدم، سوء برداشت کنن، مجبوری خودت رو متفاوت از چیزی که هستی نشون بدی.
برچسب: برداشت,
نویسنده: نگین حسینپور
برای کسی وقت بذاری و کلی یه چیزی رو توضیح بدی، بعد طرف با یه کلمه یا یه ایموجی فقط جوابتو بده. چه قدر بی شعور و بی ارزش و پستن آدما آخه. خاک بر سرتون. حیف وقت و انرژی که صرف قدرنشناس های الاغی مثل شماها شه. نفهم بی شعور بی تربیت.
برچسب:
نویسنده: نگین حسینپور
اشعار نزار قبانی را که می خوانم گویا در دنیایی هستم پر از نور و گل و رنگ و طبیعت و زیبایی... اما وقتی کتاب را می بندم، حالم از همه چیزی که واقعیست، بهم می خورد و دلم می خواهد بمیرم. مدت هاست.
با چه انگیزه ای بخوابم، و با چه انگیزه ای از خواب بیدار شم. حتی واسه خوابیدن، انگیزه نیازه و بی انگیزه حتی نمی شه خوابید.
برچسب: انگیزه,
نویسنده: نگین حسینپور
می بایست زبان واحدی در دنیا وجود داشته باشه که آدم این قدر وقتشو بابت امور بیهوده ای همچو یادگیری زبان های خارجی تلف نکنه. من که حوصله شو ندارم اصلا. چه کارهای مهم تری می شد کرد جای اینا... به هر حال کلاس امروز رو مخمه و تایمش افتضاحه.
برچسب:
نویسنده: نگین حسینپور
امروز بالأخره سرمه خریدم با یه جای ظریف واسش. خیلی ذوق دارم. جای سرمه ی مادربزرگمم که دستمون بود رو پیدا کردم. شب به چشمام زدم و چه قدر بر خلاف مداد مشکلی، به چشمام میومد! چشمامو شبیه گربه کرده بود! سرمه رو خیلی دوست دارم... اصالت داره... اصلیه... اصیل نه به معنای مسخره ی مرسوم. به معنای خاص مدنظر خودم.
برچسب:
نویسنده: نگین حسینپور
مهم ترین فرق دوست داشتن و عشق، که تا حالا بهش نرسیده بودم و به همین خاطر، نگفته بودمش، "دیوانگیه". در عشق دیوانگی هست و عشق یعنی دیوانگی. که اصلا هیچ وقت در دوست داشتن نیست. به این نتیجه، امشب رسیدم بعد از بالأخره دیدن فیلم "لئون" .
برچسب: دیوانگیست,
نویسنده: نگین حسینپور
برچسب: یاری,
نویسنده: نگین حسینپور
قشنگ دارم به زور خودمو می کشم و درگیر زندگی می کنم که بتونم زنده بمونم. ولی به خودم باشه،... بنگ...
برچسب: مرده,
نویسنده: نگین حسینپور
برچسب:
نویسنده: نگین حسینپور
برچسب:
نویسنده: نگین حسینپور
خدا صبر دهد.
برچسب: طلب؟؟,
نویسنده: نگین حسینپور